تبليغاتX
ماندانا باحال با لطیفه هاش
): مهدي جان! سئوالي ساده دارم از حضورت من آيا زنده ام وقت ظهورت اگر که آمدي من رفته بودم اسير سال و ماه و هفته بودم دعايم کن دوباره جان بگيرم بيايم در رکاب تو بميرم فرج اقا صلوات

 جشنواره فيلمهاي افغانستان : 1- يک تکه نان براي 10 نفر (مستند) 2 - ديشب بي بي تو ديدم شاه مقسود (خانوادگي ) 3 - دخترک ناس فروش ( اجتماعي ) 4 - چند ميگيري کنده کاري کني ؟ ( سياسي ) 5 - ناس ، عشق ، موتور گازي (کمدي) 6 - کابُل بدون توقف (عشقي ) 7 - تا حالا موز خوردي (غمگين 8 - چکار ميکني (پليسي )

 امروز روز جهاني بلاهاي طبيعيه . . . . . . . بلا روزت مبارککککککککککککک

 تركه خالي ميبنده كه 10 بار رفته چين دوستاش بهش ميگن يه خيابون تو چبن اسم ببر ميگه شهيد بروسلي

 ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم

): خوش شانس ترين زن حوا بوده چون شوهرش آدم بوده . خوش شانس ترين مرد حضرت آدم بوده چون مادر زن نداشته موفق پايدار باشيد

عشقه . بعضی ها ميگن وقتی چشمت ديدوبه دلت نشست ديگه کار تمومه . ولی ما اين رو هم قبول نداريم ؛ چون که ديديم کور مادر زادی رو که عاشق شده . اين را هم بگم که خيلی شنيديم که می گن : يارو رو ؛ عشق کورش کرده و يا از شدت عشق پژمرده شده و رنگش زرد شده و بعد هم خيلی نحيف شده . ولی ما اين رو هم قبول نداريم ؛ چون اگر درست بود که نمی گفتن : بيستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد

 اگر عاشقی بهت گفته باشم که اين يک سفره . حالا اگر جگر شير نداری سفر عشق نرو . حواست هم جمع باشه که بليطت دوسره باشه . آخه عشق يک سره مايه ی دردسره . از ديد ما مهم نيست که عاشق کی هستی يا عاشق چی هستی يا عاشق کجا هستی . مهم اين است که عاشق باشی و عشق تو وجودت در حال پرسه زدن باشه ؛ اما مردم می گن هر چيزی برای سنی خوبه ، ولی ما می گيم تو عاشقی تنها چيزی که مطرح نيست سن و ساله . قديمی ها می گفتن عشق پيری گر بجنبد سر به رسوايي زند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 11:5  توسط ماندانا  | 

 
 
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید، وقتی ابد چشم تو رو پیش از ازل می آفرید، وقتی زمین ناز تو رو در آسمان ها میکشید، وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید، من عاشق چشمت شدم نه عقل بود ونه دلی، چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی، یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود، وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد، من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 14:58  توسط ماندانا  | 

): خيلي سخته که بخواي با آب خوردن بغضت رو بفرستي پايين ، اما يه دفعه اشک از چشات جاري بشه ... خيلي سخته که کسي رو دوست داشته باشي ، اما ندونه ... خيلي سخته که دوسش داشته باشي ، اما نتوني باهاش بموني ... خيلي سخته که ازت بپرسه : حاضري باهام بموني ؟ و تو با اينکه آرزويي جز اين نداري ، فقط بخاطر خودش مجبور باشي بگي : نه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که عشق رو از نگاه کسي بخوني ، اما نتونه بهت بگه

 ميگن يه ماه تو آسمونه يه فرشته رو زمين تو خسته نمي شي 2 شيفته کار مي کني

): مستر بين تو مصاحبه اخرش اعلام کرده که : من اگه قيافه احمدي نژاد رو داشتم دنيا رو به خنده مينداختم

): نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم..♥.. چون دنيا يه روز تموم ميشه. .♥.. نميخوام بگم که مثل گلي. .♥.. چون گل هم يه روز پژمرده ميشه. ♥.. نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره است. ♥.. چون شب هم بالاخره تموم ميشه.. ♥. نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي. ♥.نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم..♥.. چون . چون اب که هميشه پاک نميمونه.. ♥. نميخوام بگم که دوستت دارم. .♥.. چون من که اصلا دوستت ندارم

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 14:56  توسط ماندانا  | 

): بابای رفیق غضنفر مرده بوده هی بیتابی میکرده.دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.غضنفر میره پیشش میگه:ناپلئون رو که می شناسی؟ این همه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انیشتنم که میشناسی؟ اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بیتابی میکنی

): ميدونی فرق من با توپ چیه؟ .توپ رو باید شوت کرد تا گل بشه , اما من خودم گلم ! .حالا می دونی فرق تو با توپ چیه ؟ .توپ رو باید شوت کرد اما تو خودت شوووتی

): دوست دختر لوره بهش ميگه اگه توجه كني ميبيني كه نگاهم داره با نگاهت حرف ميزنه لوره ميگه اين قدر پلك نزن صدات قطع و وصل ميشه

از خدا پول خواستم، بانك داد، درخت خواستم، جنگل داد، اتاق خواستم، خونه داد، حالا ميترسم ازش تو رو بخوام يه گله گوسفند بده.a)

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 14:54  توسط ماندانا  | 

 
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود کسی مثل من عاشق کسی مثل تو بود
اومد که فریاد بزنه اما دیگه نایی نداشت خواست بمونه پیشش ولی تو قلب اون جایی نداشت آی پسره آی بی وفا آی تو که تنهام میزاری تو قاب عکست جای من عکس کیو میخوای بزاری ؟
برو برو که مثل تو زیاد تو دنیا واسم، برو برو ولی بدون که تا ابد جایی نداری تو دلم
زدم به سیم آخر و گفتم ولش کن بی خیال اون واسه من یار نمیشه بی خیال این عشق محال گفتم توی مرام ما منت کشی نیست با مرام می خواد بره خوب بدرک همینی که هست ختم کلام
برو برو که مثل تو زیاد تو دنیا واسم، برو برو ولی بدون که تا ابد جایی نداری تو دلم
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 10:34  توسط ماندانا  | 

 
سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خستم یادت نمیاد اون همه قول و قرارای که با تو بستم با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم
نشکن دلمو بخدا آهم میگیره دامنت  عاقبت یه روز نگو بیخبری نگو نمیدونی دلم پر از نفرین  سینه سوز نگو بی خبری نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز
دیوونه نکن دلمو آهم میگیره دامنت عاقبت یه روز نگو بیخبری نگو نمیدونی دلم پر از نفرین  سینه سوز نگو بی خبری نگو نمیدونی وقتی که  نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 10:33  توسط ماندانا  | 

در ادامه ي طرح امنيت اجتماعي،حوزه ي علميه قم اعلام کرد:براي تسريع در شرعي شدن روابط دختران و پسران،طرح آخوند نا محسوس اجرا مي شود

): بسيجيه عاشق يه دختره مي شه ....... شماره تلفن مسجد محلشون رو بهش ميده

 دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

): صبح ها نمیتونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم.ظهرها نمیتونم ناهار بخورم چون دوستت دارم.شبها نمیتونم شام بخورم چون دوستت دارم.شبها نمیتونم بخوابم....چون گرسنمه

قانون يازدهم نيوتن: عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود بلکه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد

 تمام گلهای خوشبوی دنیارو هم به پات بریزم بازم کمه چون پاهات خیلی بو مید

 اگه يه روز به من بگي دوستت ندارم جوجه ميشم ميام توي باغچتون اينقدر جيک جيک ميکنم تا پيشي بياد منو بخوره

 خدایا من اگر بد کنم تو را بنده های خوب فراوان است.........اما اگر تو مدارا نکنی مرا خدای دیگر کجاست؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 10:31  توسط ماندانا  | 

 
خداحافظ، از اینجا که پر از غم خسته شدم میخوام برم، قلبمو که دادم به تو دیگه باید پس بگیرم، اون دم گریه خداحافظ، دیگه میرم، اگه یه روز دردای دنیا بریزه تو قلب من، ستاره ها خاموش بشن تو آسمون شب من، من میمیرم دیگه میرم. خداحافظ دیگه رفتم،پایان ثانیه منم،هر جایی ساعت ببینم، عقربه هاشو میشکنم،حتی نشد واسه یه بار من بدیهات و خوب کنم،خورشید و کشتم تا دیگه خودم به جاش غروب کنم.
دل میسوزه ازم نخواد بیشتر از این اسیر این قفس باشم، هیچی نمونده از دلم خاکستر تو آتیشم، ریزه ریزه دل میسوزه،خسته شدم دلم گرفته این روزا غم خونه کرده تو صدام، بارون غصه انگاری میباره تو ترانه هام، عاشق بودم خسته شدم
    خسته شدم    دیگه میرم    گریه نکن 
دل ای بیا بریم  از عشق دیگه نگیم ، درد عشقی که کشیدیم جز خدا به کسی نگیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 14:40  توسط ماندانا  | 

 
 
قسمت نمیشه انگار دست تو را بگیرم،برای آخرین بار برای تو بمیرم،گریه نکن که اشکات برای من یه درده، تحمل غم تو منو دیوونه کرده، هیشکی مثله من تو رو دوست نداره اینو از تو چشام میتونی بخونی، تو بودی جونم و عمرم و کسی که میخواستم، قسم راستم و که میخوای بدونی، واسه عشق تو همه چی دادم و به جز غرورم وکه اونم رفته به باد، بود و نبودم و همه وجودم و واسه تو دادم و تو میگی منو نمیخوای.
 
 
یه پنچره با یه قفس یه حنجره بی هم نفس سهم من از بودن تو یه خاطرست همین و بس تواین مثلث غریب ستاره ها رو خط زدم دارم به آخر میرسم از اون ور شب اومدم.
یه شب که مثل مستی خیمه زده رو باورم میخوام تو این سکوت تلخ صداتو از یاد ببرم بزار که کوله بارمو رو شونه شب بزارم باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم
داغ ترانه تو نگام   شوق رسیدن تو تنم   تو حجم سرد این قفس منتظر پر زدنم  من از تبار غربتم از آرزوهای محال قصه ما تموم شده با یه علامت سوال؟          بزار که کوله بارمو رو شونه شب بزارم باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم
 
ای عشق راه دور من شکسته دل مغرور من حادثه رفتن تو بود مهم نبود غرور من مهم نبود شکستنم به پای تو نشستنم مهم تو بودی عشق من نه قصه دل بستنم
 من بی تویه ناتمومم من بی تو یه نیمه جونم دور از تو نزار بمونم من بی تو نه نمی تونم.
من بی تو یه بی نشونم من بی تو رو به جنونم دور از تو نزار بمونم من بی تو نه نمیتونم
مهم نبود دل سوختنم دور از تو پرپر زدنم به افتخار عشق تو میگم که بازنده منم
 
می خواستمت ولی نموندی پیشم حتی بمونی عاشقت نمیشم فایده نداره اشک و گریه زاری نه خودت و می خوام نه یادگاری دروغ نگو تقصیر این زمونست هر دومون میدونیم اینا بهونست به جون تو نباشی اصل حاله زندگی بی تو پر عشق و حاله عشق و حاله عشق و حاله عشق و حاله عشق و حاله عشق و حاله
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 11:1  توسط ماندانا  | 

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم... يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم... يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم... يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم.

): خرس با عسل گول مي خوره ... ماهي با کرم ...اسب با چند حبه قند ...طوطي با يه کم تخمه ... راستي تو هنوز موز دوست داري؟!!!

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي

): يه روز يه اصفهاني داشته به خودش اب يخ ميريخته ميگن چرا اينجوري ميكني ميگه مي خوام سرما بخورم ميگن چرا ميگه اخه يه پنيسلين دارم داره تاريخش ميگذره

يه روز يه اقايي با صداي بلند ميگه اصغر اقا بچه ات مرد, تركه از اون پنج طبقه خودشو پرت ميكنه پايين, به طبقه چهارم كه ميرسه به خودش ميگه اصلا من بچه ندارم كه, به طبقه سوم كه ميرسه ميگه من زن ندارم كه, به طبقه دوم كه ميرسه ميگه بخدا من اصغر نيستم :-??

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 14:55  توسط ماندانا  |